سولاریوم

 

چون مساله امروز ایران حواشی انتخابات ، مهرورزی دولت ، اقتصاد مملکت ، تحریم های جورواجور

 و بحث حجاب نیست ! و شدیدا در وضعیت گل و بلبل به سر می بریم :

 بنابراین به مهمترین مشغله ذهنی مردم یعنی سولاریوم پوست می پردازم !

برای برنزه کردن کم هزینه می توانید :

بیست و پنجم هر ماه از انقلاب تا امام حسین پیاده روی کنید !

رای بدهید ! چون از فردایش باید در خیابان دنبال رای تان بگردید و خوب برنزه شوید !

لباس های شخصی تان را پوشیده و با دست داشتن جسم های سخت در میادین آفتاب بگیرید !

به مدت یک ماه دنبال برادرتان از کهریزک به تپه های درکه و حومه ! از آنجا به پزشکی قانونی و قوه قضائیه مراجعه و حسابی برنزه شوید !

در استقبال های مردمی و خودجوش ! شرکت و زیر آفتاب سوزان برنزه شوید !

اگر اینطوری برنزه نشدید شب ها طنز بیست و سی را تماشا کرده تا گُر گرفته و روح و روان و اعصاب را یکجا برنزه کنید...!

 

 

پ . ن : (روزبه بمانی)

آخرین سنگر سکوته !

خیلی حرفها گفتنی نیست

آسمونشم بگیرید

این پرنده مردنی نیست...

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهدان

«دوست داشتن، خيلي آن چيزي نيست كه تو فكر مي‏كني. خيلي اسرارآميز است و خيلي از كساني كه در آن بودند هيچ وقت ندانستند در آنند و خيلي از كساني كه درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند... دوست داشتن، او را با تمام بدي‏هايش، دوست‏ داشتني يافتن است... دوست داشتن كشش روح است نه كشش‏هاي نفس و هوس. كشش قلب است نه كوشش‏هاي پوچ و عبث. دوست داشتن، ديگري را داشتن است بدون زنجير زدن. ديگري را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترين‏ها را براي او خواستن است. حتي اگر خوبترين‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتي اگر واگذاري او به ديگري باشد و حتي اگر مرگ معشوق باشد. دوست داشتن معامله نيست اما در بين مردم جز اين نيست. نديدن و يافتن است. محاسبه نيست. ديوانه‏پنداريست. ندانسته خواستن است. تكيه به صورت نيست اتكاء به سيرت است. حبابي گذرا و زود مرگ نيست كه تو را در بر گيرد و زود هنگام تركت كند، قلب تو است كه تو آنرا در بر گرفته‏اي اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد. دوست داشتن پريدن است آنگاه كه توان پريدن از تو پر زده و پرهاي تو را ياراي پريدن نيست. پرواز نكردن است آنگاه كه پرهاي تو آماده باز شدن و باد را در بر گرفتن‏اند. دوست

شاهدان

... دوست داشتن خود را گذاشتن است. از خود گذشتن و از خود گذشتن را آموختن. دوست داشتن دوست را داشتن است و به داشتني دوست بدل شدن. دوست داشتن آتش گرفتن است نه آن ناگهان تبهاي هوس آلود. بلكه آن آتش بي‏شعله و بي‏دود. آتشي كه هر كه آنرا چشيد از خود رميد و در خود روييد و بر همه چيز خنديد. آتشي كه روح منجمد را روان مي‏كند قلب سنگي را مذاب و جان خفته را بي‏تاب. آتشي كه زندگي مي‏گيرد و زندگي مي‏دهد اما آنچه مي‏دهد آن چيزي نيست كه گرفته است. خام را پخته مي‏كند، پخته را مي‏سوزاند، سوخته را خاكستر مي‏كند و خاكستر را به باد مي‏دهد و در ابر مي‏باراند. آتشي پر از آرامش و سرشار از تنش. خاموش و پر از جوشش. آتشي كه اگر به تو روي آورد خورشيد را در تو مي‏آورد. و آنكه خورشيد در او متولد مي‏شود اوست كه هر لحظه مي‏ميرد. اين بهاي با خورشيد و در خورشيد زيستن است. اما خورشيد نمي‏ميرد پس او هميشه به خورشيد زنده است حتي اگر هر روز بميرد.» استاد ایلیا میم

afsane

این پرنده مردنی نیست...

دختر باران

سلام فرزاد عزیز خیلی خوب و زیبا واقعیت تلخ ایران امروز رو در قالب طنز گفتی این ترانه همیشه غم غریبی رو برام زنده میکنه... انگار فریاد دلمو از هنجره کس دیگه ای می شنوم . . . آخرین سنگر سکوته... حق ما گرفتنی نیست... آسمونشم بگیرید... این پرنده مردنی نیست... آخرین سنگر سکوته... خیلی حرفها گفتنی نیست... ای برادرای خونی... این برادری تنی نیست... [گل]

مک

یادمه اینجا نظر گذاشتم ، من آلزایمر گرفتم یا تو آپش نکردی ؟؟[تعجب][گریه]

سجادی

سلام با مطلب نان ، فتنه به روزیم مشتاق نیم نگاهی

خان محمدی

پرنده هم که باشی/ روزی آسمان را / تمام می کنی/ رودهم که باشی / روزی زمین را / پس لااقل با همین کلمات معمولی به فکر فردا باش/ که ماه / بالبخند تو/ شکوفه می زند/ وشعراگر نباشد/ کودکان همیشه/ درسکوتی عمیق/ زاده می شوند.

خان محمدی

غریب نبودی تا درهول باد آن پاییز توالی تکرارروزهای پریشانم شوی اسطوره اندوهی که مرگ شرمسار نجات اردی بهشتی ات بود وکودکان خیره درهندسه ی رنجی که «نگاه وطن پیرش کرده بود» وشوربختی این قوم درآن «بامداد بردیایی» که از طناب قافیه می بست تا طاعون نکبتی این تفاله عصر به بيرون جهان تف شود "محمد کاضم علی پور"

سید رضی

ما به حرف دل وعقل خود گوش میدهیم،نه به کسان دیگر در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم حضرت حافظ