اعدام

 

یک شلوار ملاقات داشت !

یک شلوار  ِ اعدام !

توی درز پاچه های شلوار اعدامش را

پُر از بذر گُل کرده بود !

میگفت می دانم !

می دانم بعد از اعدام

با لباس دفنم می کنند !

مدتی که بگذرد بذر ها جوانه میزند و

کم کم از قبرم گُل می روید !

روزی بلندگوی بند نامش را صدا زد

ذوق زده شدیم که عاقبت به او ملاقات دادند

که برود و مادرش را ببیند

شلوار ملاقات را به او دادیم و رفت

چند ساعت بعد صدایمان کردند !

که برویم وسایلش را تحویل بگیریم !

اعدامش کرده بودند...

 

پ . ن :

بسیار گل از کف من برده است باد !

اما من غمگین

گل های یاد هیچکسی را پرپر نمیکنم !

من مرگ هیچ آزاده ای را باور نمیکنم...

 

 

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه خان محمدی

بخشی از وصیت نامه ی معروف چارلز چاپلین به دخترش: انسان باش، پاکدل و یکدل؛ زیرا که گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است...

کافه چی

خیلی زیبا می نویسی ممنون از حضورت

ارکیده

سلام خوبی؟ مرسی اومدی چقد زیبااااااااااااااااااااااااا ولی دردناک و غم انگیز

مردبارانی

قلم زیبایی داری عینه دیگریه ما اگه خودش اینجارو معرفی نکرده بود شک میکردم که نکنه دزدکی وبلاگ درست کرده ولی حالا شک میکنم که نکنه دو قلواین که اینقدر قلم به نزدین سعدیا مرد نکو نام نام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

مـ.. سکوت

.. من مـــــــــرگ را باور نمی کــنم !!

مهندس

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفتان زشت خو را نكشند گر مرد رهي ميان خون بايد رفت از سر بفتاده سرنگون بايد رفت تو پاي به ره بنه و هيچ مپرس خود ره بگويدت كه چون بايد رفت

عاطفه سادات

سلام... این روزها باید مرگ خیلی ها رو باور کرد رفیق ....... سبز باشی...