رو سفید شدی پسر معاویه

 

شب سخنرانی آقای خاتمی در حسینیه جماران ، وقتی ریختند با شوکر و گاز فلفل

از خجالت مایی که پشت در های بسته سخنرانی مانده بودیم در آمدند ، وقتی موفق

شدیم  از آن کوچه باریک خارج شویم ، و بعد از آنکه آقای مهربان سوپری به ما سیگار

داد تا چشممان جلوی پایمان را ببیند ! باید ماشین را پیدا میکردیم که شدنی نبود !

پس باید پیاده می رفتیم تا نیاوران ، چون سر خیابان را هم بسته بودند ، با حال زار

دنبال پیدا کردن راهی برای برگشت بودیم که مرسدس پلیس را با تعدادی مامور دیدیم !

همان موقع دختری با صورتی خونی و عرق کرده و روسری افتاده از کوچه بیرون آمد !

دست هایش را بالا و به سمت مامور ها گرفت و فریاد زد : یزید ! آسوده بخواب !

این آشغالا بیدارن ! یزید ، ببین اینا روی تو رو سفید کردن...! خشم دختر آنقدری بود که

مغز پلیس ها فرمان حرکت نمیداد و آنها با دهان باز نظاره گر بودند...

دیشب که خوابم نمی برد ، با هر بار این پهلو و آن پهلو شدن ، این تصویر را در ذهنم

مرور کردم ، آن شب فکر می کردم بدترین اتفاق های ممکن در آن کوچه باریک افتاد...

آن شب ، شب عاشورا بود...

دیشب اما ، یک نفر را شبانه دفن کردند ! و من فکر کردم حواسم باشد دیگر نگویم

این بدترین اتفاق است ! مسابقه بی شرفی ، انگار سقف و حدی ندارد...!

دیشب صدای آن دختر تا صبح در گوشم میپیچید ، یزید آسوده بخواب...

 

پ . ن :

از درد های کوچک است که آدم می نالد !

وقتی ضربه سهمگین باشد

لال می شود آدم...

/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام مرسی از حضورتون... موفق باشید.[گل]

ملیحه

لال میشود آدم از سنگینی ضربه ...لال و خدا کند خدا هم ببیند

آناستازیارشیست

منظور از تقدس مآبی فقط مقدسات دینی و ماورایی و آسمانی و ...... نیست بلکه مقدس شدن چیزی مانند آزادی را هم شامل میگردد . هرچند در تقدس اش شکی نباد. اما در درونت که مقدس اش ندانی بهتر از عهده خود بر می آیی وگرنه با مقدس دانستن چیزی و یا نامقدس دانستن چیزی متعصب هستی و ناتوان از مباحثه بی طرفانه و عقلانی و رهایی بخش.........................

نرگس

مسابقه بی شرفی ، اصلا سقف و حدی ندارد...! این جناب خاتمی هم تافته جدابافته از این نظام نیست. او هم طمه است و هم طمه میگیرد

zananenevisi

عجب روزی رو به یادم اوردی فرزاد جان....و منم این قضیه رو که شنیدم فقط سکوت کردم...جالبه هر چی اتفاقات هولناکتر میشه برای ما عادی تر میشه انگار

دیگری

سلام چرا آپ نمیکنی عزیز؟ با "این دوازده هزار نفر" به روزیم, خوشحال میشیم اگه یه سر بزنی.

دیگری

خبری ازت نیست فرزاد عزیز, کاش آپ کنی, با "این چندمین روزی ها" به روزم, خیلی دوست دارم سر بزنی.

ملیحه

سلام عیدت مبارک rahekamal.blogfa.com